تبلیغات
Dreams - زیبایی


Admin Logo
themebox Logo

<
نویسنده :dream land
تاریخ:چهارشنبه 15 تیر 1390-01:01 ق.ظ

زیبایی

سلام به دوستای مهربونم که همیشه با حضورخودشون من رو خوشحال میکن و امید نوشتن رو درمن زنده نگه میدارن،امیدوارم که مسیره زندگیتون همیشه باطراوت باشه و درهای زیبای اون به رویتون بازباشه.

گفتم درهای زیبای زندگی! یاده نوشته جبران خلیل جبران افتادم که اون رو براتون اینجا می نویسم که امیدوارم از خوندنش هم لذت ببرید و هم مورد استفادتون قرار بگیره.

زیبایی را در کجا می جویید و او را چگونه می یابید، مگر آنگاه که او خود راه و راهبرِ شما باشد؟

غم دیدگان و آزردگان می گویند «زیبایی مهربان و ملایم است؛
«مانندِ مادر جوانی که نیم شرمنده از شکوهِ خود در میانِ ما راه می رود.»
و شوریدگان می گویند «نه، زیبایی از جنسِ قدرت است و هراس.
«ماننـدِ طوفان زمینِ زیرِ پا و آسمانِ بالای سرِ ما را می لرزاند.»

خستگان و فرسودگان می گویند «زیبایی از جنس زمزمه ی نرم است و در روحِ ما سخن می گوید.
«صدایش در برابرِ سکوت های ما وا می رود، مانندِ پرتو ضعیفی که از بیمِ سایه می لرزد.»
اما بی قراران می گویند «ما صدای فریادِ او را در کوه ها شنیده ایم؛
«با فریادهای او صدای سمِ اسب و تپشِ بال و غرشِ شیر همراه بود.»

هنگام شب نگهبانانِ شهر می گویند «زیباییِ سحرگاهان از مشرق سر برمی آورَد.»
و هنگام نیم روز کارگران و مسافران می گویند «ما او را دیده ایم که از پنجره های غروبِ خورشید روی زمین خم شده بود.»

در زمستان کسانی که در میان برف مانده اند می گویند « زیبایی با بهار جست و خیز کنان از روی تپه ها می آید.»
و در گرمای تابستان دروگران می گویند « ما او رادیده ایم که با برگ های پاییزی می رقصید و در گیسوانش مشتی برف به چشم می خورد.»


شما همه ی این چیزها را درباره ی زیبایی گفته اید،
اما به راستی نه از زیبایی بلکه از نیازهای بر نیامده سخن گفته اید،
و زیبایی نیاز نیست، خوشیِ محض است.
نه کامی ست تشنه و نه دستی ست تهی و دراز کرده،
زیبایی دلی ست برافروخته و روحی ست سرمست شده.
زیبایی نقشی نیست که بنگرید یا نوایی که بشنوید،
نقشی ست که با چشم بسته هم می بینید، نوایی ست که با گوش بسته هم می شنوید.
نه شیره ای ست که در شیار درختی جاری شود، و نه بالی که به چنگال بسته باشد،
زیبایی باغی ست همیشه بهار و دسته ی فرشتگانی همیشه در پرواز.

زیبایی زندگی ست، آنگاه که پرده از رخسارِ پاکِ خود بر می دارد.
اما زندگی شمایید و پرده شما.
زیبایی هستیِ سرمـدی ست که روی خود را در آیینه می نگرد.
اما هستیِ سرمــدی شمایید و آیینه شما

(((خیلی ممنونم که تا آخر این نوشته مهمون دفتر نوشته های من بودید،باز هم منتظره حضوره امید بخشتون هستم))).لحظه های شادی داشته باشید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


پاپیون
چهارشنبه 16 شهریور 1390 11:16 ق.ظ
سلام، ممنونم ، این اولین وبلاگ من نیست ، تمام وبلاگامو حذف کردم بخاطر اعتماد به ادمایی که اصلا شباهتی به ادم نداشتن فقط اسم ادمو یدک می کشیدند ، مثل اینکه توجه کافی نداشتید اولین نوشته ی من سهراب نبود ، نه هنوزم معتقدم شما هیچ رنجی نکشیدید همه ی مرفهین همینطور صحبت می کنن ولی من مطمئنم اینطور نیست ، آرامش چیزی که همیشه از من دور بوده هیچ وقت به ارامش نخواهم رسید ، من چیزی رو توجیح نمی کنم تمام مسائلی که دیدم دارم بازگو می کنم ،وقتی ساده ترین چیز این دنیا دروغ باشه از بقیه مسائل دیگه انتظاری نمی تونم داشته باشم ، مطمئنم هیچ وقت عاشق نشدید ، شدید ؟ نه نشدید ، خیلی دوران سختیه وقتی یه نفر روبروت بایسته تو چشمات ذل بزنه و حرفایی بزنه که خرد بشی ، چقدر موجود بدبختیم که بازم به ایشون فکر میکنم ، اخرش بخاطر شما و امثال شما با زندگی وداع می کنم ، اون روز دیر نیست ، مردن من و امثال من دلیلش ادمایی مثل شما و همنوعان شما هستن ، هیچ وقت نخواهم گذشت.
پاسخ dream land : سلام دوست عزیز، خب در مور جمله اولتون باید بگم همه انسانها قسمت مثبت هم دارند و نمیشه فقط به قسمته منفیشون نگاه کرد البته قبول دارم که نوع زندگی شایدقسمته منفی رو داره بیشتر پرورش میده تامثبت.

خب مثله اینکه شما دوست داید به نوع دیدگاهی که خودتون ساختید ادامه بدید و ازکنار گذاشتنش دوری میکنید شاید با کنار گذاشتنش اینرو بگید که به افکارتون لطمه بخوره....میدونی دوست من یاد دادن شطرنج به شخصی که شطرنج رو نمیدونه خیلی راحتتراز شخصی هست که شطرنجرو اشتباه یادگرفته....همیشه نگرش انسانها در برخورد اول درست نیست ولی شما آزادید اونطوری که می خواهید ببینید چون این زندگی ماله شماست و خودتون هرطوری که دوست دارید میتونید بهش نقش بدید.....به نظره شما شخصی هم پیدا میشه که بدونه عشق زندگی کنه؟

شما اگه عاشق بودید که با حرف خورد نمیشدید میشدید؟نه عاشق همه چیزش برای معشوقه همه چیزش حتی وجودش

انشاا... که سالهای طولانی زنده باشید و این رو هم میگم به عنوان جمله آخردوست من، اونی که میبخشه همیشه دل بزرگتری داره نسبت به اونی که بخشیده میشه... و بخشنده همیشه آزاده و بالهاش تویه قفس نمی مونه

شاد و تندرست باشی
پاپیون
سه شنبه 15 شهریور 1390 12:49 ب.ظ
سلام ، از وب گردی زیاد به اینجا رسیدم، عادت ندارم برای کسی نظر بگذارم اما اینجا که اومدم نشد ، نوشته هاتون فقط تو رویا صدق می کند ، پروفایلتونو دیدم از این مرفهین بی درد که هیچ زجری توی زندگیشون ندیدن ، خیلی راحت بزرگ شدن و هر چی لازم داشتن بدون هیچ عذابی بهشون رسیدن ، حرفاتون قلب منو به اتیش کشید ، چقدر راحت درباره ی زندگی صحبت می کنید ، خیلی راحت ، زندگی فقط برای شما خوبه ، که هر چی می خواهید در اختیارتونه ، نه یکی مثل من
من همه چیزو تار می بینم حتی از عشقی که داشتم فقط عذابش بهم رسید بخاطر مادیات عشقت ازت جدا بشه
هیچ چیزی توی این دنیا راست نیست
همه چیز دروغه دروغ
پاسخ dream land : سلام به دوست جدید پاپیون، ممنونم که به برخلاف عادتی که داشتید در دفترنوشته های من نظر ارزشمند خودتون رو گذاشتید.
خب در مورد نوشته شما حتماً به وبلاگتون خواهم اومد و مختصری توضیح خواهم داد.
درپناه پروردگار بزرگ باشی دوست من
atena
پنجشنبه 10 شهریور 1390 01:26 ب.ظ
apam bodo bia
nazar yadet narehaaaa
پاسخ dream land : سلام به آتنا که پروانه های وبلاگش همیشه خبر از نوشته زیبا رو برامون میارن

ممنونم که من رو هم دعوت کردی حتماً خواهم اومد و نظر هم خواهم گذاشت
آناهی
پنجشنبه 27 مرداد 1390 02:18 ب.ظ
سلام سلام عزیز من
امیدوارم خوب باشید و لحظه های آرومی در انتظارتون باشه ...
اومدم از حضور گرمتون در خونه ی آرزوهام تشکر کنم و ممنونم از اینکه توی جشن میلادم اولین نفری بودید که بهم تبریک گفتید این تبریک خیلی برام ارزشمند بود امیدوارم جبرانش کنم
همیشه از حضور تو دوست عزیز و گرامی خوشحال میشم بازم منتظر حضور پرمهرت هستم ...
قاصدکای مهربون نمیخوان خبری از نوشته ی جدید به ما رو بدن ؟؟؟
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن میگردد،امیدوارم لبانت آن نزدیکی باشد

امضا.الهه ی آبهای روان
پاسخ dream land : سلام به دوست عزیز آناهی
****************************
ممنونم البته با حضور دلگرم کننده دوستان خوبی مثله شما خوب بودن طبیعیه
****************************
خواهش میکنم باعث خوشحالی و افتخار بود و شما لطف زیادی دارید برای اینکه به نظرم این چنین ارزش دادید
****************************
من هم همیشه از حضور شادی بخش و دلگرم کننده تو دوست مهربان خوشحال میشم، اوه بله قاصدکها فکر کنم دیگه خبر بیارن...:-)

ممنونم از آرزوهای زیبایی که در حقم کردید من هم آرزو میکنم که لحظه های شیرین زندگی مهمان همیشگی ثانیه هاتون باشه
ملینا
چهارشنبه 19 مرداد 1390 02:36 ب.ظ
فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته
سلام
امیدوارم حالت خوب باشه،متن بسیار زیبایی نوشتی...دفعه سومه که دارم می خونمش

خیلی زیباست
پاسخ dream land : سلام دوست من، ممنونم کهبه دفتر نوشته های من قدم رنجه کردی.

و همچنین از جمله زیبای که در اول نظر ارزشمندت نوشتی خیلی ممنونم، بله بعضی ها البته نه همه فقط بعضی ها هستند که نیاز دارند به گونه دیگری به یاده ذات پاک این دنیا بیفتند مثلاً شاید یک حادثه ناگوار بتونه ازیک شخص ضعیف یک توانمند درست کنه.

ممنونم از این که جویای احوالم بودی شکر خداوند که باز هم روزی دیگر رو در مقابلم قرارداد تا بودن روبه گونه ای دیگر تجربه کنم.

خواهش میکنم دوست من، البته متن زیبایی بود من خودم هم از خوندنش لذت بردم و همونطورکه نوشتم من این متن رو از نوشته های جبران خلیل جبران برداشت کردم و خیلی خوشحالم که تا این حد تونسته مورد توجه تو دوست مهربان قرار بگیره.
امیدوارم مانند همین نوشته همیشه زندگی زیبایی داشته باشی.

پروردگار پشت و پناهت
آناهی
سه شنبه 18 مرداد 1390 01:26 ب.ظ
نگــــــــاه تــــو...
انعـــــــکاس صــــــــامت صـــــدای یک فــــــــریاد است...
به من نگـــــــــاه کن...
بگـــــذار...
در سکــــــــــوت نگـــــــــــاه تو...
تراژدی مرگ واژه را تجــــــربه کنم...

پاسخ dream land : سلام به دوست عزیز آناهی مهربان
****************************
باز هم مثله همیشه حضور گرم و پر مهرت دفتره نوشته های من رو نشاطی مجدد بخشید
****************************
شعر بسیار زیبا و با بار معنایی بسیار سنگین همراه بود که خوندنش نشاط خاصی رو ایجاد می کرد.
شاید یک نوع حس محو شدن و یا زیبا دیدن تا اندازه بینهایت.
****************************
ممنونم که همیشه با نوشته هایی این چنین زیبا در دفتر نوشته هام گلی دیگر رو به یادگار میگذاری
****************************
آرزو میکنم که لحظه هایزندگیت توام با آرامش و نشاط باشه
***************************
پروردگار مهربان نگهدارت
atena
دوشنبه 17 مرداد 1390 03:09 ب.ظ
salaaaaaaaaaaaaaaaaam
aliiiiii booooood dastet dard nakone
khosh hal misham be manam ye sari bezani
montazeram
پاسخ dream land : سلام دوست عزیز، ممنونم ا زحضورت که بعد از مدتها دوباره به دفتر نوشته های من اومدی.
حتماً باعث خوشحالیمه.
faezeh
جمعه 7 مرداد 1390 06:27 ب.ظ
سلام دوست عزیزم. با یه شعر از خانوم سیمین بهبهانی به روزم و منتظر نگاه مهربونت
پاسخ dream land : سلام به دوست شاعرم فائزه
ممنونم که من رو از نوشته جدیدت مطلع کردی حتماً برای خوندنش خواهم اومد
آناهی
پنجشنبه 6 مرداد 1390 01:14 ق.ظ
تجلی گاه حضور او


عقربه‌های ساعت را نگاه کن. پر شتاب می‌گذرند.
این شتاب عقربه‌های ساعت، همان لحظه‌های گذر عمرند،
عمری که نمی‌توانی برگردانی‌اش، مثل بهاری که رفته و خزانی جایش را گرفته است...
کاش می‌شد برای لحظاتی هر چند کوتاه، این عقربه‌ها را نگه داشت!
اما تو که مثل عقربه‌های ساعت نیستی، هستی؟
تو می‌توانی لحظاتی بایستی و تفکری و نگاهی شاید، نمی‌توانی؟
می دانم لحظه‌های گذران عمر را نمی‌توان بازگرداند، کودکی از دست رفته، نوجوانی تمام شده
و جوانی را که دارد می‌گذرد...
اما لحظه‌ای بایست، نفسی تازه کن و در آینه ادارکت، نظری به خویشتن بینداز...
نکند در این گذر تند، خودت را جا بگذاری، فراموش کنی، از یاد ببری...
خودت را نگاه کن که تصویری روشن از هدفی،
سرشاری از نشانه‌های روشنی از او، از هدف، از چرایی بودن
و اگر خودت را نبینی، نیابی و نشناسی... چگونه می‌خواهی او را بشناسی، هدف را، راه را، جهان را...
او تو را تجلی گاه حضور خویش خواسته و تو همه جا به دنبال او گشته‌ای!...
حالا در این سرزمین، در این جایگاه هبوط آدم، دمی چشم‌هایت را ببند و با چشم دل، خودت را بنگر
خودت را ببین، بشناس و دریاب تا نشانه های او را ببینی، او را بشناسی و هدف را دریابی...
این شاید کوتاهترین و نزدیک‌ترین راه رسیدن باشد...


وَ فِی الأرض آیَاتٌ لّلموقِنین (ذاریات: ۲۰)

و همین زمین پر است از نشانه‌ها! البته برای اهل یقین
پاسخ dream land : سلام به آهناهی مهربان
***************************
سپاس از متن ارسالیت واقعاً زیبا بود و از خوندنش لذت بردم ممنونم که من رو هم از خوندن این متن زیبا بهرمند کردی.
پروردگار نگهدارت باشه
الهه بیقرار
چهارشنبه 5 مرداد 1390 04:23 ب.ظ
دیدم او را آه بعد از بیست سال

گفتم : این خود اوست، یا نه، دیگری ست

چیزكی از او در بود و نبود

گفتم : این زن اوست ؟ یعنی آن پری ست ؟



هر دو تن دزدیده و حیران نگاه

سوی هم كردیم و حیرانتر شدیم

هر دو شاید با گذشت روزگار

در كف باد خزان پرپر شدیم



از فروشنده كتابی را خرید

بعد از آن اهنگ رفتن ساز كرد

خواست تا بیرون رود بی اعتنا

دست من بود در را برایش باز كرد



عمر من بود او كه از پیشم گذشت

رفت و در انبوه مردم گم شد او

باز هم مضمون شعری تازه گشت

باز هم افسانه مردم شد او


به روزم
پاسخ dream land : سلام دوست عزیز، ممنونم از حضورت در دفترنوشته هام:
عمر من بود او كه از پیشم گذشت

رفت و در انبوه مردم گم شد او

باز هم مضمون شعری تازه گشت

باز هم افسانه مردم شد او

واقعاً زیبا بود حتماً خواهم اومد تا از نوشته جدیدت بهرمند بشم
مهتاب شب
سه شنبه 4 مرداد 1390 01:55 ب.ظ
سلام.تبریک میگم.وبلاگتون واقعا زیباست..همیشه ارزو داشتم که وبلاگی به این زیبایی داشته باشم.امیدوارم بتونم از اطلاعات شما برا ساختن یه همچین وبلاگی استفاده کنم..البته اگه وقتش رو داشته باشین..
پاسخ dream land : سلام به شما دوست جدید که به دفتر نوشته های من افتخاره حضور دادید. خیلی ممنونم از نظر لطفتون درباره دفترم.
من البته اصلاعات زیادی درباره وبلاگ سازی ندارم وفقط در این محیط افکارم رو درباره زندگی مینویسم و چیزهایی که باورشون دارم رو به تحریر میکشم.
ازطریق همین وبلاگ میتونم به شما دوست گرامی کمک کنم البته اگه کمکی از دستم بر بیاد.
پروردگار پشت و پناهتون
آسمونی
دوشنبه 27 تیر 1390 04:53 ب.ظ
سلام دوست خوبم
ممنون که قابل دونستی و اومدی
خیلی ممنون از نظرات صادقانه ات
راستش اون قطعه راجع به دروغ و ... کنایه بود به آدمایی که تا دروغ نباشه تا خیانت نکنن تا دل نشکنن روزشون شب نمیشه
خیلی خیلی خوشحال میشم که بازهم بیای و نظرتو راجع به دلنوشته هام بگی

موفق وسربلند باشی
پاسخ dream land : سلام دوست عزیز آسمونی
خواهش میکنم باعث خوشحالی من بود.
البته که سعی کردم اون چیزی که در ذهنم میگذشت رو اون لحظه به تحریر دربیارم برای تو دوست عزیز و همونطور که متوجه شدی سعیم بر بیان صادقانه بود.

بله متوجه اون موضوع شده بودم که کنایه به این آدمهاست، البته زیبا بیان شده بود.

اگرعمری باقی موند با کمال میل به دلنوشته هات سر خواهم زد و با افتخار برایشان خواهم نوشت.

شاد و تندرست باشی درپناه پروردگار
فائزه
دوشنبه 27 تیر 1390 02:10 ب.ظ
ببخشید که یادم رفت آدرس رو بدم!!! حتما تو زحمت افتادین
پاسخ dream land : خواهش میکنم دوست شاعرم، زحمتی نبود پیدا کردنش خیلی ساده بود.

امیدوارم که ثمر بخش بوده باشه.
destiny
دوشنبه 27 تیر 1390 11:03 ق.ظ
Destiny is BACK Again
سلام.من دوباره برگشتم . اومدم سراغ دوستام.
مثل قدیم به وبلاگم بیا و نظر بده که منتظر حضورت هستم
هرچند لینک منو پاک کردی
پاسخ dream land : اوه، سلام دوست من حالت چطوره؟
خوشحالم که برگشتی،من مثله قدیم میام ونظرهای جدید خواهم گذاشت،

و با اجازت برای اولین بار میخوام لینکت کنم چون من قبلاً اینکار رو نکرده بودم.
فائزه
دوشنبه 27 تیر 1390 09:52 ق.ظ
سلام دوست خوبم. امیدوارم که روزهای خوبی داشته باشی. خبری ازت نیست؟ من برای شرکت تو یک مسابقه، یه وبلاگ درست کردم. با موضوع "چند لحظه زندگی...". باعث افتخارمه که بیای و نظرتو در مورد 3نوشته اول بگی و منو تو بهتر کردنشون راهنمایی کنی
پاسخ dream land : سلام دوست شاعرم فائزه، ممنونم از دعای خیر که در حق من کردی و من هم امیدوارم که لحظه هات به شیرینی سپری بشن

بله متاسفانه یک چند وقتی نبودم و نمیتونستم بیام به دفتر نوشته های دوستانه خوبی مثله شما.

بسیار عالی، امیدوارم که از این رقابت چیزهای خوبی رو هم بدست بیاری، حتماً خواهم اومد و تا حد توانم به تو دوست عزیز کمک خواهم کرد و این باعثه خوشحالی و افتخارمه.

موفق وسربلندباشی
آناهی
شنبه 25 تیر 1390 12:01 ب.ظ
*********اَلسـّلامُ علیـک یا اَبا صالِحَ المَهدی*********

******`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´******

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره
و المستشهدین بین یدیه

******`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´******

در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی
خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی

******`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´******

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت / یک قدم مانده، زمین شوق شکفتن دارد

******`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´******

میلاد نور بر شما مبارک
خدایا ، درک دوران سبز ظهور دولت عشق را نصیب ما بگردان
آمین

امضا.الهه ی آبهای روان
پاسخ dream land : سلام به دوست عزیزم آناهی
**************************
بینهایت از این پیام تبریک که همراه با طرح زیبا جملات وکلمات پر معنا بود که از خوندنش بسیار لذت بردم.
****************************
واقعاً از این همه لطف و سلیقه ای که برای ارسال این پیام داشتی از تودوست مهربان سپاس گذارم
****************************
عید بر تو هم مبارک باشه وامیدوارم هرروزت همچون عید باشه
آسمونی
چهارشنبه 22 تیر 1390 05:59 ب.ظ
سلام دوست عزیز
با یه چمدون دلتنگی برگشتم
میخوام دوباره شروع کنم
دعوتم رو قبول میکنی؟؟؟
پاسخ dream land : سلام به دوست عزیز آسمونی، خوشحالم که به جمع دوستای خودت دوباره برگشتی. و ممنوم که من رو هم از این بازگشت مطلع کردی.

البته با کمال میل حتماً به وبلاگه جدیدت خواهم اومد.
فائزه
دوشنبه 20 تیر 1390 08:49 ق.ظ
سلام دوست من. ممنون که اومدی. من دوباره به روزم. با "درد دل!" یه خورده طنزه و به مطالب قبلیم نمیخوره. اما خب این دفعه گفتم اینجوری بنویسم.
ta-enteha.mihanblog.com
پاسخ dream land : سلام به دوست شاعرم فائزه

خواهش میکنم باید زودتر از اینها می اومدم به دفتر نوشته هات ولی متاسفانه نشد و از این بابت شرمنده ودوسته عزیزهستم.

خوشحالم ه باز هم نوشته جدیدی رو برای دوستانت به ارمغان آوردی و منرو همبه خوندنش دعوت کردی. و چه انتخاب جالب، طنز، حتماً باید خوندنش.
ممنونم
آناهی
شنبه 18 تیر 1390 11:48 ق.ظ
اینجا نقطه ی آغازیست
زمان ثا نیه ها را می بلعد
و من برای تازه شدن
به ترنم یک برگ
خوشنودم
من باور دارم
باران خواهد بارید
سبز خواهم شد
از همان ابرهایی که از دور پیداست
تازه می شوم
جوانه می زنم
گوش کن!
موسیقی آب
باران ...

پاسخ dream land : شعرش پر از حسه زیبای لطافت باران بود که همیشه صداش و عطرش طنین آرامشرو به قلبه انسان هدیه میده
****************************
ممنونم از نوشتن این شعره زیبا دردفتر نوشته های من.
شاد و تندرست باشی
آناهی
پنجشنبه 16 تیر 1390 11:15 ق.ظ
سلام به زمزمه های مهربانی سکوت ...
سلام به فلق که طلوع صبحگاهی را همراه نسیم سحرگاهیش برایمان به ارمغان می آورد ...
سلام به تمام کائنات خداوندی ...
سلام به زیبایی های وجودیی که درون هر شخص نقش بسته است ...
زیبایی هایی که نه مختص تو است و نه مختص من ...
زیبایی هایی که خدای مهربان از هیچ بنده ای دریغ نکرده است ...
آری زیبایی از آن توست ...
نیک که بنگری خواهی دید که وجودت سرشار از عشق است ...
سرشار از زیبایی هایی که شاید تا کنون نا دیده گرفته باشی ...
چشمهایم را می بندم تا گوش سپارم به نوایی که زمزمه کنان مرا می خواند ...

************************

سلام دوست من مهران عزیز ...
امیدوارم لحظاتی به زیبایی پرواز فرشتگان در آسمان داشته باشی رویایی، رویایی ...
اول از همه تشکر کنم از حضورت در خونه ی آرزوهام که همیشه باعث خوشحالیم بوده و دوم یه تشکر از نوشته ی زیبایی که ما رو دعوت به خوندنش کردی بسیار زیبا بود مخصوصا از استاد جبران خلیل جبران برامون نگاشته بودی ....
باید بگم دوست من ، چندین بار نوشته ی زیباتو خوندم تا بتونم ارتباط بیشتری باهاش برقرار کنم تا به کنه وجودم رخنه کنه و با تمام کلماتش درگیر بشم مرا برد به یه دنیای دیگه عاری از هر فکری ...
بعضی وقتام زمینی نبودن خیلی خوبه که بخوای اوج بگیری و از تمامی مسائل جدا بشی فقط خودت باشی و خودت ...
ممنونم بخاطر به وجود آوردن این حس ...
برات آرزوی بهترین و زیباترین دقایق رو دارم و امیدوارم زندگیت به شیرینی نوشته هات باشه ...
به خدای بزرگ و مهربون می سپارمت دوست عزیز من ...
امضا.الهه ی آبهای روان
پاسخ dream land : یک سلام میدم به دوست عزیزم آناهی تا حداقل تونسته باشه بخشی ازاین همه سلامهای پر مهر و با محبت رو جواب داده باشه
****************************
حضورت مثله همیشه پر انرژی و با طراوت بوده و من واقعاً از این همه محبتت که وقت میزاری نوشته های من رو در اولین فرصت میخونی وبیشتر از اون وقت ارزشمند خودت رو برای نوشتن نظر برای دفتر نوشته ام میزاری ، ممنونم.
****************************
همیشه از دیدن چنین نظرهای کامل و جامع و سرزنده ای خوشحال شدم وهمیشه سعی کردم که از نکاتشون حداکثر استفاده رو ببرم
**************************
ممنونم از وصف زیبایی که برای لحظهای من کردی واقعاً تشبیه رویایی بود که سرچشمه اون یک تخیل بدون مرزه
****************************
خواهش می کنم باعث خوشحالیم بود که در دفتر نوشته هات بیام نوشتهات رو که همیشه خوندنی هستند رومطالعه کنم واین نوشته هم که از جبران خلیل جبران تشکر کنید نه از بنده چون نوشته ایشون هست و من فقط اون رو برای دوستان نوشتم
****************************
بسیار خوشحالم که نوشته اخیرم تونسته توجه تو دوست عزیز رو جلب بکنه تا چندین بار مورد مطالعه قرارش بدی.
بله بعضی وقتها باید از زمین اوج گرفت هر کسی برحسبه توانش این کار رو انجام میده
****************************
خیلی ممنونم که با نوشتن این نظر زیبا باز هم امید نوشتن رو در من زنده نگهداشتی، برات لحظه ای شادی رو آرزو دارم در پناه پروردگار بزرگ و مهربون
آناهی
چهارشنبه 15 تیر 1390 04:51 ب.ظ
س/ل/ا/م
ا/و/ل
پاسخ dream land : سلام به دوسته مهربانم آناهی که همیشه سعی میکنه جز اولین خواننده های مطالبه دفتر نوشته هام باشه.
و این ارزش بسیاری برای من داره. بینهایت سپاسگذارم
فائزه
چهارشنبه 15 تیر 1390 04:29 ب.ظ
سلام مهران عزیز. امیدوارم که حالت خوب باشه و روزگار بر وفق مراد. نوشته جالبی بود لذت بردم. ممنونم. موفق باشی
پاسخ dream land : سلام به دوست شاعرم فائزه، ممنونم از این که این آرزو رو برام داشتی روزگار رو هم سعی مکنم همیشه بر وفق مراد باشه هر چتد که خیلی وقتها اون رویه سکه رو هم میبینی.
خوشحالم که از خوندنش لذت بردی تو هم موفق و پاینده باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.